*حواست باشد* داریم جایی زندگی میکنیم که هرزگی* مد* است بی ابرویی *کلاس*است مستی و دود *تفریح*است رابطه با نامحرم *روشن فکری* است گرگ بودن *رمز موفقیت *است بی فرهنگی *فرهنگ* است پشت کردن به ارزشها و اعتقادات کردن نشانه *رشدنبوغ* است
Úx86
.......................................
-->-->-->
............................................
-->-->-->-->-->-->-->-->-->-->
.....................................
کد Ùx90کج شدÙx8eÙx86Ùx90 تÙx8eصآÙx88Ûx8cر
. ...................................................... -->-->--> ................................................. http://niloblog.com/popup/index.php?module=register&ref=708 ........................ -->-->--> ....... http://niloblog.com/popup/index.php?module=register&ref=708 .............
.............................
.......................................
-->-->-->
...............
-->-->-->
.................
.......................
................................
کد Ùx90کج شدÙx8eÙx86Ùx90 تÙx8eصآÙx88Ûx8cر
کداÙx87Ùx86Ú¯ براÛx8c Ùx88بÙx84اگ
................. ارساÙx84 Ùx84Ûx8cÙx86Ú© ...................... ......................... -->-->--> ..... -->-->-->بنابر اساطیر زرتشتیان، خداوند آفرینش را در 365 روز سال به پایان رسانید و اول فروردین استراحت کرد. پس از نظر مذهبی پایان آفرینش خدا روز( نوروز) است که تا آن روز همه چیز به وجود آمده است.
روز اول فروردین (فروهر) گذشتگان به زمین فرود می آیند. یکی از مهم ترین فلسفه جشن نوروز فرود آمدن این فروهران است که روز اول فروردین به زمین می آیند و از خانه و کاشانه صاحب خانه دیدن می کنند. فروهر یا فره وشی یکی از نیروهای مقدس و معنوی انسان است که پیش از آفرینش در عالم بالا وجود داشته و هنگام آفرینش انسان در هیکل او داخل شده، او را رشد و ترقی داده و نگاهداری می کند و پس از مرگ انسان دیگر باره با همان پاکی و تقدس اولی به جای خود باز می گردد.
کلمه فروهر در اوستا(فره وش) و در فرس هخامنشی (فرورتی) و بعدها فروهر نامیده شد در فارسی فرور و معمول تر آن فرورد می باشد. فروردین که اسم عید ملی ایران و اسم نخستین ماه سال است از همین کلمه است. فر+ور یا فرا به معنی پیش و مقدم در سر یک دسته از لغات فارسی موجود است مثل فرزانه، فرزند و فرمان و کلمه باور در خود اوستا(ور) چندین معنی دارد و بنابر وظیفه فروهر، معنی آن حمایت نمودن و پناه دادن است.

در میان اعیاد، آنکه بیشتر قبول عام داشت، چنانکه امروز نیز دارد، نوروز بوده است که ان را (نوگ روز) می گفتند. به موجب روایت دینکرد هر پادشاهی در این روز فرخنده، رعیت ممالک خویش را فزین شادی و خرمی می کرد و در این عید کسانی که کار می کرده اند، دست از کار کشیده و به استراحت و شادمانی می پرداختند.
نوروز، عید بهار است و آثاری از (زگموگ) که جشن بابلیان بود در آن باقی است. در این روز مالیات های وصول شده را به حضور شاه عرضه می داشتند و شاه به عزل و نصب حکام می پرداختند و نیز در نوروز سکه نو می زدند. آتشکده ها را پاک و طاهر می کردند. عید نوروز شش روز متوالی دوام داشت که سلاطین بار عام می دادند. روز ششم عید را سلاطین برای خود و نزدیکان در قصر جشن می گرفتند.
در روز اول و روز ششم نوروز هم، قسمی مراسم متداول ملی اجرا می شد. روز اول مردم صبح بسیار زور برخاسته به کنار نهرها و قنات ها رفته، شستشو می کردند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند. صبح پیش از آنکه کلامی ادا کنند، شکر می خوردند یا سه مرتبه عسل می لیسیدند و برای حفظ جان از ناخوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند و خود را با سه قطعه موم دود می دادند.

در مورد بنیاد جشن نوروز مطالب بیشماری بیان شده است که در اینجا بعضی از انها را ذکر می کنیم.
1. در روایات زرتشتی و بیشتر نویسندگان ایرانی و عرب و شاعران از جمله فردوسی، بنیاد آن را به جمشید پادشاه پیشدادی نسبت می دهند و می گویند: جمشید شاه تختی بساخت که دیوان آنرا بدوش گرفته و به هوا بردند و به یک روزه از کوه دماوند به بابل فرود آمدند؛ مردم با مشاهده این عمل در شگفت شدند و آن روز خاص ر ا نوروز خواندند.
فردوسی می گوید:
چو خورشید تابان میان هوا نشسته برو شاه فرمان روا
جهان انجمن شد بر آن تخت او شگفتی فرومانده از بخت او
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سرسال نو هرمز فروردین بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار به ما ماند از آن خسروان یادگار
2. حکیم عمر خیام در نوروز نامه راجع به جشن نوروز می گوید:
(سبب نام نهادن نوروز از آن نبوده است که آفتاب در هر 365 شبانه روز و ربعی به اول دقیقه حمل باز آید و چون جمشید از آن آگاهی یافت آن نوروز نام نهاد پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا کردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاریخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است که آیین و جشن و رسم ملوک را بجای آرند. از بهر مبارکی و خرمی کردن در اول سال هر کسی در نوروز جشن کند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراند.

3. این فصل(فروردگان) است که جشن یادآوری اجداد و نیاکان بود؛ و چنان می پنداشتند که در پنج شب متوالی، ارواح طیبه مردگان، برای دیدار وضع زندگی و احوال بازماندگان به زمین فرود آمده و در خانه و آشیانه خویش مشغول تماشا و سرکشی می شوند، اگر خانه تمیز و پاک بود، ارواح مسرور بر می گردند اما در غیر اینصورت آنان غمگین و ناراحت بر می گردند.
4. روایتی دیگر می گوید که نیشکر را جمشید در این روز پیدا کرد و مردم از کشف و خاصیت آن متحیر شدند. سپس جمشید دستور داد تا از شهد آن شکر ساختند و به مردم هدیه دادند. آن روز را نوروز نامیدند.
5. می گویند: اهریمن، بلای خشکسالی و قحطی را بر کره زمین فرونشانید، اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و عاقبت او را شکست داد. آنگاه خشکسالی و قحطی را از ریشه خشکانید و به زمین بازگشت. با بازگشت وی، درختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شد. بسا مردم این روز را نوروز خواندند و هر کس به یمن و مبارکی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزی نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است.

6. بیرونی در آثار الباقیه می نویسد: "از آداب جشن نوروز این بود که در صحن هر خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات می کاشتند و هریک از انها که بهتر می رویید دلیل ترقی و خوبی آن غله می دانستند".
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: بیست و پنج روز قبل از نوروز د ر صحن کاخ سلطنتی، دوازده ستون از خشت خام بر پا می شد که بر هریک از آنها یکی از حبوبات را می کاشتند و آن ها را نمی چیدند مگر با نغمه سرایی و خواندن آواز. در ششمین روز نوروز این حبوبات را می کندند و در مجلس پراکنده می نمودند و تا شانزدهم فروردین که مهر روز نام دارد آن را جمع نمی کردند.
منبع : دلگرم
برچسب: جشن نوروز,فلسفه جشن نوروز ,
نویسنده: حمیدرضا جوکار